اقتصاد ایران در دهههای گذشته مبتنی بر درآمدهای نفتی و فروش منابع خام زیرزمینی شکل گرفته و این عارضه ساختاری که در ادبیات اقتصادی از آن به عنوان نفرین منابع یا بیماری هلندی یاد میشود، همواره اقتصاد ملی را در برابر تکانههای خارجی، تحریمها و نوسانات بازارهای جهانی آسیبپذیر کرده است.
از آنجایی که تحلیلگران اقتصادی معتقدند ارز حاصل از ثروتهای خدادادی بدون اتصال به زنجیره ارزش داخلی، ساختار پولی را متورم و تولید درونزا را سرکوب میکند، مطالبات مکرر رهبر شهید مبنی بر جلوگیری از خامفروشی و جهش تولید دانشبنیان، امروز از قالب یک توصیه حاکمیتی محض خارج شده و در قالب یک واقعیت ملموس، آماری و ساختار یافته در رگهای اقتصاد ایران جریان یافته است؛ جریانی که کارشناسان آن را تنها راه نجات کشور از سندروم بلاخیز بودجه نفتی میدانند.
ثروت آفرینی از مسیر دانش و اندیشه
نگاهی واقعبینانه به جغرافیای کسبوکار در ایران امروز نشان میدهد که زیستبوم فناوری کشور به درختی تناور با بیش از ۱۰ هزار شرکت دانشبنیان، خلاق و فناور تبدیل شده است.
این رشد آماری خیره کننده در حوزه دانشبنیان حاصل یک استراتژی برنامهریزیشده در اقتصاد کلان است و بر اساس آمارهای رسمی، خروجی این کارخانههای اندیشه، خلق صدها هزار میلیارد تومان ارزش افزوده و اشتغالزایی پایدار، تخصصی و مستقیم برای صدها هزار فارغالتحصیل دانشگاهی کشور بوده است.
ارزش واقعی این زیستبوم زمانی آشکار میشود که نرخ بازگشت سرمایه در این بخش با صنایع سنتی مقایسه شود. کارشناسان پولی و مالی تاکید میکنند که در صنایع سنتی، شاخص اشتغالزایی به ازای هر واحد سرمایهگذاری بسیار کمتر از بخش دانشبنیان است و به عبارت دیگر، اقتصاد نوآورانه توانسته است با هزینهای به مراتب کمتر، مشاغلی با کیفیت بالا و بهرهوری فزاینده ایجاد کند.
این شرکتها دقیقاً در گلوگاههایی مستقر شدهاند که تحریمهای ظالمانه غرب قصد داشت شریانهای حیاتی تولید ایران را قطع کند اما ورود هوشمندانه جوانان متخصص به حوزههای نانو، بیوتکنولوژی، تجهیزات پزشکی پیشرفته، هوش مصنوعی، اتوماسیون صنعتی و ساخت ماشینآلات پیچیده، نه تنها مانع از تحقق اهداف تحریمی شد، بلکه تراز تجاری جدیدی را برای بخش غیرنفتی کشور تعریف کرد که پایه و اساس آن بر داراییهای فکری استوار است، نه صرفاً استخراج منابع تجدیدناپذیر زیرزمینی.
ناظران اقتصادی یادآور میشوند که توسعه این شرکتها موجب افزایش تابآوری شاخصهای کلان شده است. در سالهایی که دسترسی به درآمدهای ارزی نفتی با دشواری مواجه شده است بخش صادرات محصولات فناوریمحور توانسته با تزریق ارز باکیفیت و نقدشونده به اقتصاد، بخشی از تقاضای وارداتی کشور را پوشش دهد و این ساختار نوین، گواهی است بر اینکه لبیک نخبگان به مطالبات راهبردی رهبر شهید، موازنه قدرت اقتصادی را در منطقه به نفع درونزایی ایران تغییر داده است.
وقتی علم، جور نفت را در صنایع میکشد
یکی از درخشانترین و تحسینبرانگیزترین فصول این انقلاب خاموش اقتصادی، در صنایع مادر به ویژه نفت، گاز و پتروشیمی رقم خورده است.
در دهههای گذشته، پتروشیمیها و پالایشگاههای کشور به طور ۱۰۰ درصدی وابسته به واردات کاتالیستهای حیاتی بودند. به باور کارشناسان مهندسی شیمی و اقتصاد انرژی با تشدید تحریمها، این ابزار راهبردی به عنوان یک پیششرط و سلاح تکاملی علیه زنجیره تولید انرژی ایران به کار گرفته شد تا تولید بنزین و محصولات پتروشیمی متوقف شود. در این شرایط حساس و بحرانی، هستههای دانشبنیان داخلی با سرمایهگذاری سنگین بر تحقیق و توسعه (R&D) و مهندسی معکوس پیشرفته، توانستند قفل فناوری ساخت کاتالیستهای ناهمگن، احیاپذیر و گرانبها را بشکنند.
امروز بر اساس آمارهای رسمی و اذعان مدیران نفتی، ایران نه تنها در تولید این محصولات استراتژیک به خودکفایی کامل رسیده، بلکه کارنامه صادراتی این شرکتها نشان میدهد پای کاتالیستهای ایرانی به پتروشیمیهای بزرگ در منطقه و کشورهایی نظیر عراق، ترکیه، ونزوئلا و روسیه هم باز شده است.
بنا به گفته تحلیلگران این حجم از خودکفایی، سالانه از خروج میلیاردها دلار ارز جلوگیری میکند و دقیقاً نمونه بارز تجلی عینی شعار تبدیل علم به ثروت و عبور از خامفروشی است؛ جایی که ارزش هر تن کاتالیست و تجهیزات و ماشینهای دوار تولید جوانان ایرانی، بسیار فراتر از ارزش یک بشکه نفت خام استخراجی است.
لازم به ذکر است همین الگو به طور دقیق در بخش فولاد، معادن و مس نیز تکرار شده است. کارشناسان بخش معدن اشاره میکنند که تا پیش از این، بخش عمدهای از سنگهای معدنی باارزش به صورت کلوخه و خام صادر میشد؛ اما امروز طراحی و ساخت ماشینآلات پیشرفته فرآوری و تغلیظ مواد معدنی توسط شرکتهای فناور داخلی، مانع از خروج سنگهای خام از کشور شده و زنجیره ارزش در داخل خاک ایران تا لایههای انتهایی فولادهای آلیاژی و ورقهای خاص تکمیل شده است.
این روند نشان میدهد که فرمول فنی اقتصاد مقاومتی مدنظر رهبر شهید، توانسته است ارزش افزوده مواد معدنی را تا چندین برابر افزایش دهد و سودی سرشار را روانه بازار سرمایه و بخش مولد اقتصاد کشور کند.
احیای دانشبنیانها، تکلیفی ملی است
مشاور و دستیار رهبری با نگاهی آسیب شناسانه به لایههای اجرایی زیستبوم نوآوری، توجه به احیای شرکتهای دانشبنیان را یک «تکلیف ملی» قلمداد میکند.
محمد مخبر بر این باور است که حمایت از این سرمایههای علمی و اقتصادی کشور یک ضرورت انکارناپذیر است و باید با تمام توان از این ظرفیتها صیانت شود.
از نگاه این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، راه برونرفت از چالشهای ساختاری کشور دقیقاً از گذرگاه نوآوری و فناوری میگذرد.
مخبر با کالبدشکافی وضعیت موجود یادآور میشود که شرکتهای دانشبنیان موتور محرک پیشرفت کشور هستند، اما متأسفانه امروزه بسیاری از این مجموعهها با مشکلات جدی از جمله تأمین نقدینگی، مسائل حقوقی، فرآیند اخذ مجوزها و عدم دسترسی روان به بازارهای صادراتی مواجهاند؛ موانعی که برطرف کردن آنها نیازمند عزم جدی ارکان حاکمیتی است.
دستیار رهبری معتقد است احیای شرکتهای دانشبنیان منزوی یا آسیبدیده، به اندازه راهاندازی یک شرکت جدید اهمیت و اولویت دارد؛ چرا که گاهی با یک حمایت کوچک، به هنگام و هدفمند مالی میتوان شرکتی را که در آستانه جهش و نیاز به توسعه قرار دارد، دوباره به چرخه تولید بازگرداند.
بر اساس تحلیل مشاور رهبری بخش قابلتوجهی از شرکتهای دانش بنیان فعال در کشور پتانسیل بالایی دارند که در صورت دریافت حمایتهای مالی بهموقع و همزمان، طی کردن دورههای آموزشی هوشمند در حوزه دانش بازاریابی صادراتی، میتوانند به دستیار استراتژیک اقتصاد کشور در روزهای فعلی و شرایط موجود تبدیل شوند و ارزآوری پایدار غیرنفتی را تضمین کنند.
پیشرانی نخبگان در بازسازی و ارتقای زیرساختها
معاون علمی رئیس جمهور هم میگوید: شرکتهای دانشبنیان با ایجاد صدها هزار شغل و بومیسازی فناوریهای کلیدی، ظرفیتهایی تثبیت شده برای ایفای نقش در زنجیره کامل بازسازی، از طراحی مهندسی تا ساخت تجهیزات و هوشمندسازی فرایندها دارند.
حسین افشین حفظ و توسعه زیرساختهای اقتصادی، صنعتی و خدماتی را از ارکان اساسی امنیت اقتصادی، رشد پایدار و اقتدار ملی میداند و اضافه میکند: در پی تحولات و درگیریهای اخیر که بخشی از زیرساختهای غیرنظامی و صنعتی کشور در برخی حوزهها دچار آسیب شده است، بازسازی سریع، هدفمند و هوشمندانه این شریانها، یک ضرورت راهبردی برای استمرار تولید، پایداری اشتغال، حفظ رفاه عمومی و تقویت تابآوری اقتصادی کشور است.
به گفته این مقام مسئول، بازسازی مد نظر دولت صرفاً معطوف به جبران خسارتهای فیزیکی نیست، بلکه یک فرصت طلایی برای ارتقای فناوری، نوسازی صنعتی، کاهش شدت مصرف انرژی و بهبود استانداردهای ایمنی است و در این زنجیره کامل بازسازی، شرکتهای دانشبنیان وظیفه دارند از طراحی مهندسی و تأمین و ساخت تجهیزات پیچیده صنعتی تا دیجیتالسازی، هوشمندسازی فرایندها و ارتقای سامانههای کنترل و ابزار دقیق را به دست بگیرند.
او با اشاره به دستاوردهای کشور در دهههای گذشته که مبتنی بر سرمایه انسانی متخصص، توان علمی دانشگاهها و ظرفیت شرکتهای خصوصی شکل گرفته است، تأکید میکند: شرکتهای دانشبنیان فعال در کشور با ایجاد صدها هزار فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم، سهم بالایی در افزایش بهرهوری ملی دارند و امروز در حوزههای راهبردی همچون انرژی، نفت و گاز، پتروشیمی، برق و الکترونیک، فناوری اطلاعات و ارتباطات، تجهیزات پزشکی، داروسازی، مواد پیشرفته، ماشینآلات صنعتی و سامانههای هوشمند، به توانمندیهای تثبیت شده و تجربههای اجرایی قابلاتکایی رسیدهاند.
افشین مأموریت اصلی دولت را در این ریلگذاری، سیاستگذاری هوشمند، تنظیمگری مؤثر، تسهیلگری نهادی، تأمین مالی هدفمند و رفع موانع اجرایی عنوان میکند و از تدوین برنامهای مشخص و مشترک با دستگاههای اجرایی برای مشارکت حداکثری بخش خصوصی و نهادهای مالی خبر میدهد.
به گفته او تجربه تاریخی نشان داده که ایران همواره در مواجهه با چالشها، با اتکا به دانش و اراده ملی مسیر پیشرفت را طی کرده است و امروز نیز با میدان دادن به نیروهای متخصص دانشبنیان، زیرساختهای آسیبدیده به شکلی پیشرفتهتر و مقاومتر از گذشته بازآفرینی خواهند شد تا این مجموعهها پیشران اصلی تحقق توسعه پایدار و ارتقای اقتدار فناوری جمهوری اسلامی ایران باشند.
دانشبنیانها و گذار به ستون فقرات توسعه صنعتی
به عقیده کارشناسان، مأموریت اساسی شرکتهای دانشبنیان، برچیدن دیوارهای سنتی میان ایده، علوم دانشگاهی و خطوط تولید است؛ فرآیندی که با اتصال پژوهش به بازار، زنجیره نیازهای حیاتی در حوزههای صنعتی، پزشکی، کشاورزی و فناوری اطلاعات را بومیسازی کرده و نرخ وابستگی به واردات را به حداقل رسانده واین در حالی است که ارزیابی دقیق معیارهای فناورانه این شرکتها توسط معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، ساختاری نظارتی ایجاد کرده که بر اساس آن تسهیلات حمایتی و مزایای قانونی، مستقیماً به محرک تولید پیشرفته تبدیل شوند.
برآیند این سیاستگذاری، خود را در جهش ۶۰ درصدی آمار شرکتهای دانشبنیان ظرف دو سال اخیر نشان میدهد؛ تصویری که گویای ارتقای کمّی این شرکتها از مرز ۵ هزار واحد به بیش از ۱۰ هزار شرکت فعال است.
در این میان، توزیع ساختاری شرکتها هم نشان از تمرکز بر گلوگاههای استراتژیک دارد به طوری که حدود ۱۲۰۰ شرکت در حوزه دارو و تجهیزات پزشکی و تعداد زیادی از این شرکتها هم در حوزه مواد پیشرفته، نفت، گاز و صنایع الکترونیک فعال هستند.
آمار همچنین نشان میدهد حجم کل فروش شرکتهای دانشبنیان در سال ۱۴۰۳ ( به عنوان شاخص ترین و بهروزترین آمار در دسترس) به رقم چشمگیر ۲ هزار میلیارد تومان (۲ همت) رسیده و سهم خالص فروش محصولاتِ صرفاً دانشبنیان در این میان، ۳۴۲ همت ارزش گذاری شده است.
واقعیت این است که این گردش مالی با ایجاد اشتغال مستقیم برای ۵۲۳ هزار نفر از نخبگان به یکی از اصلیترین سپرهای مهار مهاجرت نخبگان تبدیل شده است، حال آنکه به باور کارشناسان اقتصاد توسعه یکی از چالشهای اصلی کشور، سهم فعلی محصولات با فناوری متوسط و بالا در تولید ناخالص داخلی است که با تخمینهای مختلف، رقمی بین ۲.۵ تا ۳ درصد را نشان میدهد؛ شاخصی که طبق تکالیف برنامه توسعه باید با شتابی فزاینده رشد کند و معبر اصلی این جهش، ریلگذاری برای صادرات فناوریمحور است.
به عقیده صاحبنظران، صادرات دانشبنیان در ایران از دو مزیت رقابتی و ژئوپلیتیک بینظیر یعنی پایین بودن نسبت مصرف و هزینه انرژی در فرآیند تولید ایرانی و مزیت نسبی دستمزد نیروی انسانی متخصص بهره میبرد که مزیت اول حتی در مقایسه با کشورهای همسایه و اروپا یک برتری مطلق به شمار میرود و مزیت دوم هم قیمت تمام شده محصول نهایی را به شدت رقابتی میسازد.
اهمیت حیاتی عبور از خامفروشی و حرکت به سمت صادرات هوشمند در اقتصاد ایران به ویژه با توجه به منویات رهبر شهید زمانی درک میشود که بدانیم ارزش هر تن کالای وارداتی به کشور ۷ برابر کالاهای صادراتی است و این ناترازی شدید، ریشه در این واقعیت دارد که بخش بزرگی از اقتصاد ما همچنان مبتنی بر صادرات فرآوردههای حجیم، معدنی و پتروشیمیایی است و اقتصاد کشور، در سالهای گذشته بیشتر صادرکننده مواد اولیه و واردکننده دانش فنی صنایع پیشرفته بوده است.
به عقیده کارشناسان، امروز برای ارتقای سهم دانشبنیانها در اقتصاد ایران، عبور از چالشهای ملموسی نظیر تأمین مالی، نفوذ در بازارهای بینالمللی، توسعه زیرساختهای گمرکی و صادراتی و البته ارتقای فرهنگ پذیرش نوآوری در بدنه سنتی اقتصاد ایران، غیرقابل انکار است و دانشبنیانها دیگر نه بنگاههایی فرعی و در حاشیه، بلکه موتورهای پیشران تبدیل علم به ثروت در اقتصاد ایران هستند، به طوری که کیفیت فردای اقتصاد و آینده توسعه صنعتی ایران کاملا به میزان موفقیت، حمایت و تثبیت این مجموعهها به عنوان ستون فقرات اقتصاد غیرنفتی بستگی دارد.




نظر شما